بانک ماشین آلات پتروشیمی بندر امام


مامور پیاده و سوار کردن قطعات

Thursday, May 31, 2007

 

توضیح یک واژه :

مامور پیاده و سوار کردن قطعات = RIGGER

 

کلمه رگر =rigger  از جمله کلمه هایی است که خیلی ها آن را به شکلهای : ریگن – رگن – و امثال آن تلفظ می کنند که همگی غلط هستند و شکل درست آن همان رگر است و ما معادلی برای این کلمه در زبان فارسی نداریم . اما رگر شخصی است که وظیفه سوار و پیاده گردن قطعات را بر عهده دارد . و در واقع نوعی دستیار برای اپراتورهای کرین است . هر چند این عبارت فقط برای کرین ها و جرثقیل ها بکار نمی رود و به شخصی که هر نوع جابجایی قطعات را با ابزار مکانیکی انجان می دهد گفته می شود .

تعریف رگر :

  • شخص یا شرکتی که تخصص اش در بلند کردن و جابجا کردن اشیاء خیلی بزرگ و سنگین است .

  • شخصی که رد شرکت های فیلمسازی وظیفه جابجایی داربست ها مورد نیازبرای  دوربین و سایر دستگاههای فیلمبرداری بر عهده دارد .

  • درکشتی های بادبادنی همین شخص مسئول بر افراشتن بادبادنها بوده است .

  • کسی که سرو کارش با چتر نجات و هواپیما است .

 

اما معنی آن در صنعت و از جمله کاربردی که در شرکت ما و واحد حمل و نقل سنگین دارد همین است که رگر به همراه راننده کرین برای جابجایی و بلند کردن قطعات منورد استفاده قرار می گیرد . بلند کردن قطعات باید با استفاده سیم های بکسل قوی صورت گیرد ونحوه بستن سیم بکسل و چگونگی بلند کردن و جابجایی آن و نیز علامت دادن و فرمانهای لازم  را به اپراتور کرین  دادن از جمله وظایف رگر است .

 

  • Rigger (modern usage), a person or company which specializes in the lifting and moving of extremely large and heavy objects

  • A person in the film industry who rigs scaffolding for film sets and camera rigs. Also termed as a standby rigger if they are on site all of the time and 'on call.' See also wire rigger.

  • A person in Theater, Concert, industrials, Convention and/or Trade_show , who is responsible for fastening chain motors (like CM_Lodestar) by wire rope to the structural steel of a building. May also be used to describe person who installs and does maintance on a Fly_system

  • A person who attended to the rigging of a sailing ship (original usage) or a racing shell in the sport of rowing

  • Parachute rigger, someone working with aircraft and parachutes

  • Short for outrigger, often used in rowing or canoeing

  • Bondage rigger, someone who ties up others primarily as an art form

.......................................ترجمه از محمد توکلی –  خرداد 1386 - ماهشهر – BIPC

 

 


محمد توکلی

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
پست الكترونيك

محمد توکلی


نویسندگان
محمد توکلی


آرشیو من
آذر ٩٥
آبان ٩٥
مهر ٩٥
شهریور ٩٥
امرداد ٩٥
تیر ٩٥
خرداد ٩٥
اردیبهشت ٩٥
فروردین ٩٥
اسفند ٩٤
بهمن ٩٤
دی ٩٤
آبان ٩٤
مهر ٩٤
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
آذر ٩۳
شهریور ٩۳
تیر ٩۳
خرداد ٩۳
اردیبهشت ٩۳
فروردین ٩۳
آذر ٩٢
آبان ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
تیر ٩٢
فروردین ٩٢
اسفند ٩۱
بهمن ٩۱
امرداد ٩۱
فروردین ٩۱
اسفند ٩٠
بهمن ٩٠
دی ٩٠
آذر ٩٠
آبان ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
تیر ٩٠
خرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
فروردین ٩٠
آذر ۸٩
آبان ۸٩
مهر ۸٩
فروردین ۸٩
اردیبهشت ۸۸
اسفند ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
آبان ۸٧
شهریور ۸٧
امرداد ۸٧
تیر ۸٧
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
اسفند ۸٥
دی ۸٥
آبان ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
خرداد ۸٤
فروردین ۸٤
بهمن ۸۳
دی ۸۳
مهر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳


لینک دوستان
  ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ایران
فناوری اطلاعات
تفريحات اينترنتي
پردیس من


آمار وبلاگ


وبلاگ فارسی
  RSS 2.0